پیرسوک شیرازی Pirsuk

به نام یزدان پاک

تبلیغات تبلیغات

انجمن اناث خودگردان

ماشین شاستی بلند به صورت مورب کنار خیابان ایستاد، صدای ترمز و ناسزای ماشین های پشت سر، طوری در هم شدند که هیچ ندایی به گوش نمی رسید. هیاهوی بسیاری در خیابان به پا شد. عابران کنار جوی فاضلاب ایستاده و به لاشه ی زنی خون آلود که نیمی از تنش زیر پل گرفتار شده بود نگاه می کردند و هر یک درگوشی چیزی می گفت. نجواها در هم و بَر هم بود؛ یکی می گفت زیادی مصرف کرده، دیگری می گفت اَمان از دست این معتادها و مغازه داری که جلوی محل کسبش ایستاده بود، در حالی که به آهستگی
برچسب‌ها: خودگردان
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها